هنر انقلاب اسلامی شاید هرگز کسی مثل مرتضی آوینی را به خود نبیند، هرچندکه عدّهای در این سالها خود را تاج سر و ستارهی آسمان هنر انقلاب دانسته باشند.
.
خب بیدلیل نیست تک بودن آوینی؛ سیدمرتضی در ایدئولوژی و اندیشه از فرشِ روشنفکرنمایی مادی به عرشِ اندیشه اشراقی طیطریق کرده بود، پس هیچگاه خویش را مظهر تعهّد و ارزشیبودن و انقلابیگری نمیدانست و خودعمّارپندار نبود. پس دیگران که متفاوت از او میاندیشیدند را متعلّق به درکات جهنم نمیدید.
.
سیدمرتضی لابلای نقدهای سینماییاش، تقوا و حقیقتطلبیاش را همراهش داشت. نقدهایش را که بخوانی، اثری از توهین و برچسب نیست، نقد جدّی و محکم دارد اما متین است و مدام خودی و غیرخودی نمیکند. حتی آنجا در اکران فیلمی که به حضرت زهرا توهین شده، که فریاد می زند بازهمان سیدمرتضی است که خشماش اجازه نمیدهد جسارت کند و هزار وصلهناجور بزند.
.
سیدمرتضی مقاومت و جهاد در صحنه نامروّت جنگ را جلوی چشم خانوادهها آورد اما هیچکدام از مخاطبانش را دلزده نکرد و عجیب بر دل همه نشست و هیچکس نفهمید راوی شیرین سخن و شیوابیانِ روایت فتح، در گفتارهای روزمرهاش اندکی لکنت زبان داشته است.
.
#مرتضی_آوینی سال پیش رفته اما هنوز اینجامانده و میماند چون همه چیز و همه کارش برای خدا بود.
.
مطمئن هستم #آوینی همزمان با ظهور، زنده خواهدبود...
.
بیست فروردیننود و نه، سالروز شهادت او
برچسب:
نویسنده: حسین کمالی